گفت و گوی اختصاصی خراسان با بهرام شفیع
مجری و تهیه كننده برنامه «ورزش و مردم»
«ورزش و مردم» برای شبكه اول یك تاریخ است
نام برنامه «ورزش و مردم» كه به میان می آید، بی درنگ چهره «بهرام شفیع»، مجری این برنامه پر طرفدار 30 ساله در ذهنمان تداعی می شود.«شفیع» متولد 1335 در محله پامنار تهران و دانش آموخته رشته علوم سیاسی است.وی دوره ارشد تهیه كنندگی و گزارشگری را از اتحادیه رادیو تلویزیونی آسیا و اقیانوسیه دریافت كرد.«شفیع» هم اكنون رئیس فدراسیون هاكی كشورمان است. با این كه طی این سال ها رقبایی چون برنامه های «ورزش از نگاه دو»، «دایره طلایی» و «90» پا به این عرصه گذاشت ولی هم چنان «ورزش و مردم» طرفداران ثابت خود را دارد و یكی از پر بیننده ترین برنامه های تلویزیونی محسوب می شود. پخش این برنامه از شبكه اول سیما و انتقال زمان پخش آن از یك شنبه شب ها به صبح های جمعه بهانه ای شد كه با دفتر فدراسیون هاكی تماس بگیریم و گفت و گویی جذاب با وی ترتیب دهیم كه از نظرتان می گذرد.
* اولین برنامه «ورزش و مردم» در چه سالی پخش شد و این برنامه چگونه شكل گرفت؟
برنامه «ورزش و مردم» اسفند 1358 راه اندازی شد كه امسال وارد سی امین سال فعالیتش می شود؛ البته 2 سال اول من در جمع دوستان نبودم و از سال 1360 همكاری ام را با برنامه «ورزش و مردم» شروع كردم و تا این تاریخ در خدمت شما هستم. برنامه ورزش و مردم طی این سال ها از چهره های شاخص تلویزیونی بهره مند بوده است. چهره هایی چون «حسن فتحی»، كارگردان نام آشنای سریال هایی بی نظیر شب دهم، كیف انگلیسی، پهلوانان نمی میرند و ...، محمد بزرگ نیا و خیلی از چهره های دیگر با این برنامه همكاری داشتند.«حسن فتحی» به دفعات مختلف در جشنواره فجر بهترین تدوین گر معرفی شد؛ خیلی از دوستانی كه گزارشگر رشته های مختلف ورزشی هستند، به نوعی كارشان را با شبكه اول و برنامه «ورزش و مردم» آغاز كرده اند. مثل آقایان عادل فردوسی پور، جواد خیابانی، مزدك میرزایی. معتقدم برنامه ای كه سی سال روی آنتن است به طور حتم مورد توجه مردم واقع شده است.
* وقفه ای هم در اجرای شما در برنامه به وجود آمد؛ دلیل آن چه بود؟
من یك سال به گروه معارف رفته بودم به همین منظور حضور كمی داشتم و 27 یا 28 سال است كه به طور مرتب حضور دارم و 25 سال نیز تهیه برنامه را بر عهده دارم.
* چرا زمان پخش این برنامه از یك شنبه شب به جمعه صبح تغییر یافت؟
برنامه در یك شنبه شب ها گاه به دلیل طولانی شدن اخبار یا سریال های تلویزیونی، دیر وقت پخش می شد. در بررسی هایی که انجام دادیم مشخص شد پخش دیرهنگام برنامه در ایام هفته به غیر از جمعه ها مخاطب كمی دارد، زیرا مخاطب ما دانش آموز، دانشجو یا كارمند هستند كه باید صبح سر كار خود حاضر شوند و نمی توانند كم خوابی یا بی خوابی را تحمل كنند. ما طیف وسیع ورزشی در كشور داریم و تقریبا تنها برنامه ای هستیم كه از شبكه سراسری اول سیما به همه ورزش ها می پردازیم. بعضی مواقع شبكه سوم یك شنبه شب ها فوتبال را پخش می كرد كه بیننده داشت. به همین منظور ما مجبور شدیم زمان برنامه را تغییر دهیم و طی این 2 سالی كه برنامه جمعه صبح پخش می شود مخاطبان «ورزش و مردم» چندین برابر شده است. رویكرد رسانه ها و انعكاس آن نشان دهنده استقبال مردم است. پخش برنامه در جمعه صبح زمان بسیار مناسبی است كه در این زمینه مدیون مهندس «برازش» مدیر شبكه اول سیما هستیم.
چالشی ترین برنامه یا برنامه هایی كه داشتید مربوط به چه سال هایی و در مورد چه رویدادهایی بوده است؟
چالش، به معنی واقعی این است كه 2 نفر در یك فضای دوستانه و سالم بنشینند و انتقاد كنند و بحثی آرام و محترمانه داشته باشند. حالا آن 2 یا به یك جواب مشترك می رسند یا یكی، دیگری را قانع می كند. چالش از لحاظ ذهنیت در جامعه ما این گونه است كه 2 نفر بنشینند و با هم دعوا و تنش ایجاد كنند.برنامه «ورزش و مردم» همیشه طبق اساس نامه و اصول و دستورالعملی كه برای شروع برنامه داشت، اجرا می شود و به آن وفادار است و در این راستا ما می نشینیم و مبانی اصولی ورزشی را مطرح می كنیم. به طور مثال، «مایلی كهن» و «علی دایی» در برنامه ما آمدند و محترمانه اختلافات خود را مطرح كردند. ما به دفعات مختلف از «علی دایی» انتقاد منصفانه كردیم یا به آقای «یزدانی خرم» گفتیم كه شما آدم خود محوری هستید و انتقاد را قبول ندارید كه او به این مسئله اعتراف كرد. «افشین قطبی» در برنامه به ما گفت كه در این استودیو انرژی مثبت وجود دارد و من احساس آرامش می كنم و اگر نتوانم در برنامه های پر برخورد حرف هایی بزنم در این برنامه راحت تر، بی واهمه و واضح حرف هایم را می گویم.
* مهم ترین خاطره ای كه از این برنامه دارید، كدام است؟
خاطره بدی در ذهنم مانده كه آزارم می دهد. همان شبی كه ایران 2- صفر در مقدمات جام جهانی باخت و «بلاژویچ» سر مربی تیم ما بود. آن شب برنامه «ورزش و مردم» پخش می شد كه ما و میهمانان برنامه «محمد پنجعلی» و «احمد رضا عابدزاده» آماده شده بودیم كه به بینندگان پیروزی و صعودمان را به جام جهانی تبریك بگوییم. حتی سرودی هم آماده كرده بودیم، اما متأسفانه با بازی بد تیم ملی و باخت همه چیز برعكس شد. وقتی برنامه ما روی آنتن رفت خیلی ناراحت بودیم. سابقه خوردن قرص قلب را نداشتم ولی همان شب یكی از دوستانم 2 قرص قلب به من داد تا بخورم و صدای قلبم را نشنوم. میهمانان ما نیز حال درست و حسابی نداشتند. مردم هم بسیار ناراحت بودند. با این حال با ابراز تأسف از این اتفاق برنامه خود را اجرا كردیم و این خاطره بدی برایم بود.
* آقای شفیع برنامه «ورزش و مردم» تا كی ادامه دارد و آیا قصد توقف ندارد؟
اصلا، اگر من خودم هم نباشم مطمئنم بچه های دیگر مسیر این برنامه را ادامه خواهند داد. به نظرم باید جامعه ورزشی این برنامه را ادامه دهد زیرا «ورزش و مردم» برای شبكه اول یك تاریخ است و باید حفظ شود. مطمئنم صدمین سال پخش برنامه «ورزش و مردم» نیز جشن گرفته خواهد شد.
* گزارشگری را از چه سالی آغاز كردید؟
زمانی كه در دبیرستان و دانشگاه فوتبال بازی می كردم، هم زمان كه دریبل می زدم گزارش گری می كردم. در منزل هم زمان با بازی فوتبال گزارش می كردم. همیشه دوست داشتم جای گزارشگر پیشكسوت «عطاا... بهمنش» باشم آخرین باری كه با گزارشگری خداحافظی كردم، فهمیدم كه حتی یك ساعت هم نتوانستم پا جای پای او بگذارم.
* اگر خاطره ای از گزارشگری دارید، برایمان بیان كنید.
یك شب كه پسرم در بیمارستان بستری بود، بازی جام جهانی 1994 آمریكا را كه بین نیجیریه و رومانی برگزار شد من گزارش می كردم مگر آن شب بازی تمام می شد آن قدر ادامه داشت 90 دقیقه به 120 دقیقه، 120 دقیقه به پنالتی و پنالتی 1- 2 و ...... 7-8 اعصاب برایم نمانده بود. بدشانسی آوردم.
* آیا از كودكی آرزویتان حضور در صدا و سیما بوده است؟
بله؛ من امتحان سراسری صدا و سیما دادم. در منزل خبرها را همیشه با صدای بلند می خواندم. برحسب اتفاق یك شب پاییزی كه مادرم به همراه خاله هایم در حال پاك كردن سبزی بودند، روزنامه سبزی ها را مچاله كرده بودند كه در سطل آشغال بیندازند كه آگهی استخدامی تهیه كننده و گزارشگری صدا و سیما را در آن روزنامه دیدم، خانواده ام به شوخی به من گفتند در خانه مغز ما را می خوری! بلند شو و این فرم را پر كن برو تا از شرت راحت شویم! من نیز با اشتیاق آن فرم را پر كردم و به سمت پست خانه كه پشت توپخانه بود، رفتم. روز آخر ثبت نام بود. بعد از مدتی كارت ورود به آزمون را صادر كردند. این آزمون هم مانند كنكور دانشگاه امیر كبیر سخت بود. تست های هوش، ادبیات، ریاضیات و انگلیسی داشت. آزمون صدا و سیما دقیقا 5 ساعت در زمستانی سرد در دبیرستان البرز طول كشید به علت سردی هوا مدادی كه در دستم بود خشك شده بود و انگشتانم حس نداشت.
* از چه سالی وارد صدا و سیما شدید؟
اواسط اسفند 1361 اسامی قبول شدگان كنكور صدا و سیما را در روزنامه جمهوری اسلامی اعلام كردند كه از میان 25 هزار داوطلب 700 نفر قبول شدند. سپس تست های صدا، هوش، انتقال درك مطلب توسط استادان مختلفی انجام شد و در نهایت از میان 700 نفر فقط 2 نفر قبول شدند. من شانس آوردم شاگرد اول شدم و قاسم افشار شاگرد دوم شد و به گروه معارف رفت. اسفند همان سال به استخدام صدا و سیما درآمدم.ما 2 نفر چون تمام مراحل استخدامی را طی كردیم، در كار خود موفق بودیم. خیلی از جوان ها در برنامه ما هستند كه كارهای مختلف به آن ها دادم تا پله پله به موفقیت برسند. معتقدم اگر از همان اول پست مهمی به جوان ها بدهی، ضرر می كنند زیرا باید طی سال ها به یك سری اطلاعات و تجارب و دانش دست یابند. «فردوسی پور» و «خیابانی» موفق ترین ها هستند كه با ممارست و كسب تجربه به موفقیت رسیدند. اگر كسی با پارتی به پستی برسد سقوط می كند. نه تنها در ورزش بلكه در عرصه های مختلفی چون هنر هم بازیگران مطرح پله پله رشد كردند و ماندگار شدند.
* اشاره به گزارشگران جوان كردید، این نسل جدید را چه طور می بینید؟
همه گزارشگران جوان خوب هستند؛ اما بیشتر آن ها دوست دارند تمامی اطلاعات خود را در 90 دقیقه به بیننده منتقل كنند. آن ها مرتب حرف می زنند و هیچ فرصتی به بیننده نمی دهند، به نظرم اگر اطلاعات خود را گزینش كنند و كمتر حرف بزنند و این اطلاعات گزینش شده را با وقفه، خلاصه و مختصر به اطلاع بیننده برسانند بهتر در ذهن آن ها باقی می ماند. به نظرم همه گزارشگران جوان خوب، خوش صدا و توانا هستند و اگر مقداری حجم اطلاعاتی را كم كنند، بهتر است.
* مثل این كه با ورود نسل جدید گزارشگران به این عرصه، «بهرام شفیع» خودش را بازنشسته كرده است؟
هر سنی و هر جایی یك چیزی را می طلبد و فرصت این را كه 90 دقیقه گزارش كنم، ندارم. زیرا باید در پی كسب اطلاعاتی نظیر این كه فلان بازیكن فلان غذا را دوست دارد(!) باشم و نیز مسئولیت های مختلف دارم كه نمی توانم به این حرفه ادامه بدهم البته من علاقه مند به گزارشگری ام و به گزارشگران احترام می گذارم.
* آخرین گزارش پخش زنده تان مربوط به كدام بازی است؟
فكر می كنم بازی ایران و كره شمالی بود كه در تهران برگزار شد و ایران 1- صفر برد و به جام جهانی راه یافت.
* به نظر شما بهترین گزارشگر حال حاضر فوتبال در تلویزیون ایران كیست؟
نمی توانم بگویم، چون همه گزارشگران به نوعی برادران من هستند؛ ولی از دید من بهترین و برترین گزارشگرها «جواد خیابانی» و «عادل فردوسی پور» هستند.
* تفاوت گزارش های امروز را با زمان خودتان چگونه می بینید؟
در آن زمان ما اطلاعات كمتری داشتیم و زمان برنامه به روز نبود. ولی خوشحالم كه جزو نفرات مؤثری بودم كه در سال 1994 پخش زنده فوتبال را بر عهده گرفتم و خوشبختانه با تأخیر 7 ثانیه فرصت حذف صحنه ها را داشتیم و مردم از آن سال شاهد پخش زنده مسابقات جام جهانی هستند.
* طرفدار استقلال هستید یا پرسپولیس؟
همه تیم های كشورمان را دوست دارم.
* به كدام تیم ملی و كدام باشگاه در جهان علاقه مندید و طرفدار آن هستید؟
در انگلیس منچستریونایتد را دوست دارم و در ایتالیا اینترمیلان می خندد از بچگی به این 2 تیم علاقه مند بودم. در اسپانیا، رئال مادرید و در آلمان نیز بایرن مونیخ. ولی از میان همه تیم ها می توانم بازی منچستریوناتید در «اولدترافورد» (ورزشگاه اختصاصی منچستر یونایتد) را نام ببرم. این تیم 10 دقیقه مانده به شروع بازی مرتب و منظم وارد زمین می شوند و خیلی استادیوم مرتب و خوبی دارند.
* در فدراسیون هاكی چه فعالیت شاخصی انجام داده اید؟
چهار سالی است كه مسئولیت فدراسیون هاكی كشورمان را بر عهده دارم طی این مدت ما 2 مدال طلا به دست آوردیم و 2 سال پیاپی قهرمان آسیا شدیم. این ها افتخاری برای كشورمان است.
* چرا این فدراسیون را برای همكاری انتخاب كردید؟
رشته هاكی رشته بسیار سخت و بدون تاریخ و پیشینه قهرمانی است و در منشوری كه در المپیك های ورزشی تدوین شده، ورزش هاكی به نام ایرانی ها ثبت شده است و آن جا به ایرانی ها می گویند «ایرانین هاكی». ورزش هاكی سال ها در كشور ما محجور و مظلوم بوده است.
* در بازی هایی كه گزارش می كردید، تكیه كلام هم داشتید؟
«داشته باشم» واژه ای بود كه من به طور عمد یا اشتباه به فارسی اضافه كردم. بیشتر از 2 سال در فرهنگستان زبان و ادب فارسی سر همین واژه با من بحث شد. می خندد من به عنوان متهم ردیف اول حضور داشتم و صحبت كردم و آقایان و خانم هایی كه در سخنرانی های خودشان واژه «داشته باشم» را چند بار تكرار و استفاده كرده بودند، نام بردم. «حداد عادل» در تأیید از این حرف بنده گفت كه «شفیع» راست می گوید این واژه نیاز است چرا مقاومت و لجبازی می كنید. همه پذیرفتند و من در دفترچه خاطرات خود نوشتم این واژه «داشته باشم» را من به فارسی اضافه كردم، چه لعنت و چه دعایم كنند!
* راستی «استو قرص دار» یعنی چه؟
پیر مردی پینه زن و كفاش در محله مان بود. همیشه می گفت كفش ها را طوری می دوزم كه استو قرص و محكم باشد و 10 سال كفش كار كند. می خندد خوب فكر می كنم حرف خوش مزه ای است كه می گویم!
* برای حضور در فدراسیون فوتبال پیشنهاد نداشتید؟
در گذشته داشتم. اما الان به هیچ وجه اعصابش را ندارم. كار پر دردسر و اعصاب خردكنی است. فدراسیون فوتبال اگر استاندارد جهانی اش را داشته باشد، می توان مسئولیت آن را بر عهده گرفت ولی وقتی در فدراسیون نظرهای مختلف اعمال شود و رسانه ها هم هر چه می خواهند می نویسند، هرج و مرج زیاد به وجود می آید.
* مهم ترین مشكلات توسعه ورزش را در كشور مربوط به چه عواملی می دانید؟
معتقدم نوع نگاه مردم هنوز ورزشی نیست. البته زمانی بود كه اگر مردم یك نفر را با لباس ورزشی بیرون می دیدند او را به سخره می گرفتند ولی اكنون فرهنگ و نگاه مردم كمی تغییر كرده است و خانواده ها فرزندان خود را در رشته های مختلف ورزشی ثبت نام می كنند اما هنوز با نقطه ایده آل فاصله داریم. باید در صنایع تولید وسایل ورزشی حركت بهتری كنیم. آموزش و پرورش هم باید در مدارس به ورزش اهمیت بدهد.
* در مورد هر یك از افراد زیر یك جمله بگویید.
عباس بهروان: از دوستان و گزارشگران خوب ماست مثل این كه آسیب دیده است.
اسكندر كوتی: سال هاست كه او را ندیدم. شنیده ام كه در رادیو البرز كرج فعالیت می كند.
عادل فردوسی پور: پسر خوب و دوست داشتنی.
جواد خیابانی: ایشان هم پسرخوبی است.
روزنامه خراسان: كم خواندمش ولی هرگاه خوانده ام، دارای مقالات خوب و پر محتوایی بوده است.
ورزش و مردم: پسر منه. البته پسر خودم نیز از گزارشگران تواناست.
بهرام شفیع: اگر یك بار دیگر به دنیا بیایم حتما خلبانی را انتخاب می كنم.
* در پایان اگر سخنی دارید برای خوانندگان صفحه ورزش بگویید.
از شما و همكارانتان خیلی سپاس گزارم؛ مردم خراسان را دوست دارم.
چاپ شده در روزنامه خراسان شمالي 13/3/88
